آرزوهای توی دل ما.
آرزوهای توی دل ما مثل آدمهایی هستند که جلو در یه دکونی پشت سر هم صف کشیدند و توی نوبت منتظر سرپا ایستادند. با اینکه خیلی از این آدمها میدونند که وقتی به جلو صف رسیدند، شاید دیگه چیزی گیرشون نیاد و مجبورند که دست خالی برگردند، ولی باز امیدوار توی این صف به انتظار میایستند. اینجا هم وقتی یکی از راه میرسه، با عجله یه سری به بقیه تکون میده و یه سلامی میکنه و ساکت میره ته صف منتظر نوبت خودش میایسته. گاهی هم یکی که از ایستادن زیاد خسته میشه، میره کنار باغچه جلو دکون میشینه و یه سیگاری روشن میکنه و منتظر میمونه تا وقتی نوبتش شد بقیه صداش بزنند. بعضی از این آدمها هم بعد از یه مدت زیاد سرپا ایستادن و انتظار کشیدن، وقتی میبینند که صف از سر جاش تکون نمیخوره، پشیمون میشن و از تو صف بیرون میان و بدون اینکه به پشت سرشون نگاهی بکنند، سرشون را میاندازند زیر و از همون راهی که اومدند برمیگردند.






