Forza Italia , Forza Azzurri
چرا من طرفدار تیم ایتالیا هستم ؟
جدا از علاقه ای که همیشه به فوتبال ایتالیایی داشتم، بعدها در زندگی اتفاقات زیادی برایم افتاد که هم مسیر زندگی مرا عوض کرد و هم من بیشتر و بیشتر طرفدار تیم ایتالیا شدم:
به خاطر تمام مردم مهربان و خونگرم و ساده ای که از همان روز اول ورودم به سرزمینشان، مرا با آغوش باز و بدون هیچ ادعایی به خانه های گرم و باصفایشان راه دادند.
به خاطر Maria زن همسایه ای که وقتی مرا درخیابان با پاکتهای میوه و سبزی دید سرم داد زد که چرا میوه و سبزی ام را از مغازه میخرم و به من دستور داد که هر وقت خواستم باید گوجه فرنگی و خیار و نعنا و بادمجان را از باغچه همیشه سرسبز پشت خانه شان بچینم.
به خاطر Mario که بدون اینکه بتوانم یک کلمه ایتالیایی حرف بزنم به من کار داد تا بتوانم خرج زندگی ام را مهیا کنم.
به خاطر Angelo مامور اداره مهاجرتی که با مهربانی پرونده ام را گم کرد تا من مجبور بشوم تقاضای دیگری پر کنم و مدت اقامت بیشتری بگیرم و بتوانم با آن در دانشگاه ثبت نام کنم.
به خاطر Marco استاد دانشگاهی که همیشه تایر عقب چرخش کم باد بود و کامپیوتر و تلفن همراه هم نداشت ولی خیام را میشناخت و رباعیاتش را بلد بود.
به خاطر Stephano که بعد از سالهای سال هنوز روزهای عید برایم کارت تبریک نوروز میفرستد.
به خاطر Luca که در آن نیمه شب سرد طوفانی با پیژامه سه ساعت توی برفها رانندگی کرد تا بیاید و ماشین مرا از توی گودال بیرون بکشد.
به خاطر Massimo که در آن بعد ازظهر غمگین سال ۱۹۹۰ زمانیکه در استادیوم شهر ناپلی پشت دروازه ایتالیا نشسته بودیم و وقتی ایتالیا در ضربات پنالتی به آرژانتین باخت و از رفتن به فینال حذف شد، سرش را روی شانه ام گذاشت و گریه کرد.
و باز هم به خاطر Massimo که بعدها از میان ما رفت ولی میدانم همین یکشنبه جایی آن بالای ابرها دوباره پیراهن سفید و سیاه یوونتوسی اش را به تن کرده و شال لاجوردی اش را با افتخار دور گردنش پیچیده و دارد بالا و پایین میپرد و مثل همیشه فریاد میزند:
Forza Ragazzi..., Andiamo..., Forza Italia
به خاطر همین هاست که من طرفدار تیم ایتالیا هستم.







