تبليغاتX
رویاهای گمشده

رویاهای گمشده

سفر بخیر.

+ نوشته شده  یکشنبه 28 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز. محله گود عربون.

به یاد یک همکلاسی قدیمی که هر وقت توی حیاط مدرسه بچه ها از هم میپرسیدند امسال تعطیلات عید را کجا میروید همیشه میگفت:

ما امسال عید نداریم. یکی از بستگانمان تازگیها مُرده.

 و ما بچه ها نمیدانستیم چرا همیشه عید که می آمد یکی از بستگان مهدی هم باید میمرد...

+ نوشته شده  جمعه 26 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز در انتظار نوروز

+ نوشته شده  پنجشنبه 25 اسفند1384   توسط علی   | 

بانک های شیراز

+ نوشته شده  چهارشنبه 24 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز. پشت دیوار اداره پست و تلگراف و تلفن.

بنویس نامه نویس... من پُر از حرفم... بنویس...

+ نوشته شده  سه شنبه 23 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز. ساندویچ فروشی های سر کوچه.

پولهای خُرده ته جیبمان را روی هم میگذاشتیم. کار دوتا کالباس نصفه و یک پپسی شریکی را میکرد... نگاهی به وسط ساندویچ نصفه گاز زده اش میانداخت و با خنده میگفت: فکر کنم امشب را توی نمازی میخوابیم...

+ نوشته شده  یکشنبه 21 اسفند1384   توسط علی   | 

در کوچه های شیراز. عاشق های خجالتی...

+ نوشته شده  شنبه 20 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز. تو فکر یک لُقمه نون.

+ نوشته شده  جمعه 19 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز. مجله های سر کوچه. داستانهای بر سر دوراهی.

شنبه: دنیای ورزش، کیهان ورزشی. یکشنبه: کیهان بچه ها، دختران و پسران. دوشنبه: جوانان. سه شنبه: بانوان. چهارشنبه: سپید سیاه. پنجشنبه: زن روز. جمعه ها: تعطیل است.

لطفا از ورق زدن خودداری فرمایید. توقف بیجا مانع کسب است.

سیگار نداریم.

+ نوشته شده  دوشنبه 15 اسفند1384   توسط علی   | 

یک معامله شیرازی

خیلی تمیزه... مال یک خانم دکتر بوده، باهاش صبح فقط میرفته مطب عصر برمیگشته... کفِش آفتاب ندیده ( چپ نشده )... کیلومترش باز مونده... لوازم هم داره... نمره تهرونه... از نمایندگی خریده... ثبت نامی گرفته... رنگش یک دست متالیکه... اسمش هفتاد و سه هست ولی موتورش هشتاد و چهاره... تو سربالایی آخ نمیگه... موتورش سه سوت روشن میشه... خودم آب بندیش کردم... خدا وکیلی توش نون داره... خلاصه ماشین نگو، طلا بگو...

 

+ نوشته شده  شنبه 13 اسفند1384   توسط علی   | 

در کوچه باغهای شیراز

+ نوشته شده  پنجشنبه 11 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز. خاطره شبهای جمعه.

+ نوشته شده  چهارشنبه 10 اسفند1384   توسط علی   | 

آدمهای پلاستیکی

+ نوشته شده  سه شنبه 9 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز. آخرین توقف ...

+ نوشته شده  یکشنبه 7 اسفند1384   توسط علی   | 

شیراز. نوشته های روی دیوار.

+ نوشته شده  شنبه 6 اسفند1384   توسط علی   | 

 رفت و آمد در خیابانهای شیراز

+ نوشته شده  پنجشنبه 4 اسفند1384   توسط علی   | 

 خاطره یک پیروزی تلخ

۳۳ سال پیش در جریان بازیهای مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ آلمان تیم ملی فوتبال ایران در آخرین بازی مقدماتی خود در تهران و در حضور بیش از ۸۰ هزار تماشاگر هیجان زده در مقابل تیم ملی فوتبال استرالیا قرار گرفت و این تیم را با گلهای دقیقه ۱۴ و ۳۱ پرویز قلیچ خانی با نتیجه ۲ بر صفر شکست داد. ولی به خاطر اینکه تیم ایران بازی رفت خود را در ملبورن استرالیا با نتیجه ۳ بر صفر باخته بود، این پیروزی برای تیم ایران کافی نبود و تیم ملی فوتبال ایران به ناچار از راه یابی به دور بعد و جام جهانی ۱۹۷۴ آلمان باز ماند. ستاره درخشان این بازی کاپیتان تیم ایران پرویز قلیچ خانی بود که اگرچه با به ثمر رساندن دو گل بارها برای زدن گل سوم ایران تلاش کرد ولی وقت کُشی های جیم فریزر دروازه بان استرالیا و یک بار هم تیر افقی دروازه مانع به ثمر رسیدن گل سوم ایران شد. 

این پیروزی تلخ ترین خاطره تاریخ بازیهای تیم ملی فوتبال ایران بود.

یادشان گرامی باد. بچه ها هنوز هم متشکریم.

+ نوشته شده  چهارشنبه 3 اسفند1384   توسط علی   | 

گُنبد های شیراز

+ نوشته شده  سه شنبه 2 اسفند1384   توسط علی   |