شیراز. شهر عاشقان.
لا یا ایُهّا الـّساقی ادر کاسا و ناولـها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
شیراز. شهر عاشقان.
لا یا ایُهّا الـّساقی ادر کاسا و ناولـها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
شیراز. در میان کوچه های شهر.
بیست متری سینما سعدی و خیابان برق
خیابان منوچهری و چهار راه حوادث
خیابان صاحبدیوانی کهنه
شیراز. خال رخ هفت کشور.
آفاق را گردیده ام. مهر بتان ورزیده ام
بسیار خوبان دیده ام ، اما تو چیز دیگری
ترمینال اتوبوس های مسافربری شیراز.
تی بی تی. ایران پیما. اتو میهن. اتو تاج. اتو شاهین. لوان تور. تعاونی شماره یک. تعاونی شماره ۱۵. تک صندلی. سوپر. ...
سفر بخیر.
جنگل بادام کوهی.
حقیقت آدمها را از هم جدا میکند.
رویاها هستند که آنها را به هم پیوند میدهد.
باز نفهمیدم کُجو به کُجاست ... نَقل کُجاست ... زن پسر عمه.
از شیراز که جدا میشوی بالاتر از تخت جمشید و نقش رستم در راه سیوند سمت راست جاده ای بود خاکی، که ۴۵ کیلومتر به طرف شرق ترا به دهی به نام حسن آباد میبرد.
فاصله میان حسن آباد و ده بعدی احمد آباد، جاده خاکی تنگ و کوتاه دیگری بود که اهالی این دو دهکده اسمش را گذاشته بودند:
" جاده زرد " و یا " بهشت طلایی " .
شیراز تا سال ۱۳۴۵ دارای دو سینمای تابستانی بود.
سینما پاسارگاد اول خیابان رودکی که در آخرین شب خود فیلم هندی سنگام را به نمایش گذاشت و سینما تاج اول خیابان خیام نبش خیابان زند که با کنسرت زنده آغاسی به کار خود پایان داد.
و بعد همه آنها به خاطره ها پیوستند و در غبار خاکستری رویا ها گم شدند.
چشم خود را میبندم و با انگشت به یکی از همین روزها اشاره میکنم.
و گفتم فرقی نمیکند، من همان روز شروع خواهم کرد.
تن باد بوی نارنج میداد. بوی نارنج می آورد و بوی نارنج میبرد.
به تو میگویم. به تو شهر من، که روزی کسی دوباره شروع خواهد کرد.
اما دیگر آن، من نیستم.